آمد بهار ای دوستان،منزل سوی بستان كنیم
گرد غریبان چمن خیزید تا جولان كنیم
امروز چون زنبورها پران شویم از گل به گل
تا در عسل خانه جهان شش گوشه آبادان كنیم
آمد رسولی از چمن كاین طبل را پنهان مزن
ما طبل خانه عشق را از نعره ها ویران كنیم
بشنو سماع آسمان،خیزید ای دیوانگان
جانم فدای عاشقان، امروز جان افشان كنیم
زنجیر ها را بردریم، ما هر یكی آهنگریم
آهن گزان چون كلبتین، آهنگ آتشدان كنیم
چون كوره آهنگران، در آتش دل می دمیم
كآهن دلان را زین نفس مستعمل فرمان كنیم
آتش درین عالم زنیم وین چرخ را برهم زنیم
وین عقل پابرجای را چون خویش سرگردان كنیم
كوبیم ما بی پا و سر، گه پای میدان گاه سر
ما كی به فرمان خودیم، تا این كنیم و آن كنیم
نی نی، چو چوگانیم ما در دست شه گردان شده
تا صد هزاران گوی را در پای شه غلطان كنیم
خامش كنیم و خامشی هم مایه دیوانگی ست
این عقل باشد كآتشی در پنبه ای پنهان كنیم؟
         مولانا
Photographs by Nargis Ilkhani
عكاس نرگس ایلخانی